تفسیر آیه الکرسی
تفسیر آیه الکرسی تفسير آيه : (255) اللّهُ لاَ إِلَهَ إِلا هُوَ الْحَىُّ الْقَيُّومُ لاَ تَاءْخُذُهُ سِنَةٌ وَلاَ نَوْمٌ لَهُ مَا فِى الْسَّمَوَتِ وَمَا فِى الاَْرْضِ مَنْ ذَا الَّذِى يَشْفَعُ عِنْدَهُ إِلا بِإِذْنِهِ يَعْلَمُ مَا بَيْنَ اءَيْدِيْهِمْ وَمَا خَلْفَهُمْ وَلاَ يُحِيطُونَ بِشَى ءٍ مِنْ عِلْمِهِ إِلا بِمَا شَآءَ وَسِعَ كُرْسِيُّهُ الْسَّمَوَتِ وَالاَْرْضَ وَلاَ يَؤُدُهُ حِفْظُهُمَا وَ هُوَ الْعَلِىُّ الْعَظِيمُ
ترجمه آيه : اللّه ، كه جز او معبودى نيست ، زنده و برپادارنده است . نه خوابى سبك او را فرا گيرد و نه خوابى سنگين . آنچه در آسمان ها و آنچه در زمين است ، از آنِ اوست . كيست آنكه جز به اذن او در پيشگاهش شفاعت كند. گذشته و آينده آنان را مى داند. و به چيزى از علم او احاطه پيدا نمى كنند مگر به مقدارى كه او بخواهد. كرسى (علم و قدرت ) او آسمان ها و زمين را در برگرفته و نگهدارى آن دو بر او سنگين نيست و او والا و بزرگ است .نكته ها: O به مناسبت وجود كلمه ى ((كرسى )) در آيه ، رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله اين آيه ((آية الكرسى )) ناميد. در روايات شيعه و سنى آمده است كه اين آيه به منزله ى قلّه قرآن است و بزرگترين مقام را در ميان آيات دارد.(678) همچنين نسبت به تلاوت اين آيه سفارش بسيار شده است ، از على عليه السّلام نقل كرده اند كه فرمود: بعد از شنيدن فضيلت اين آيه ، شبى بر من نگذشت ، مگر آنكه آية الكرسى را خوانده باشم .(679)در اين آيه ، شانزده مرتبه نام خداوند و صفات او مطرح شده است . به همين سبب آية الكرسى را شعار و پيام توحيد دانسته اند. هر چند در قرآن بارها شعار توحيد با بيانات گوناگون مطرح شده است ، مانند: (لااله الاّ اللّه )(680) ، (لااله الاّ هو)(681) ، (لااله الاّ انت )(682) ، (لااله الاّ انَا)(683)، ولى در هيچ كدام آنها مثل آية الكرسى در كنار شعار توحيد، صفات خداوند مطرح نشده است .O صفات خداوند دو گونه اند، برخى صفات ، عين ذات او هستند و قابل تجزيه از ذات الهى نمى باشند. مانند: علم ، قدرت و حيات . امّا برخى صفات كه آنها را صفات فعل مى نامند، مربوط به فعل خداوند است ، مثل خلق كردن و عفو نمودن . منشاء اينگونه صفات ، اراده الهى است كه اگر بخواهد خلق مى كند، ولى درباره ى صفات ذات اين را نمى توان گفت كه اگر خداوند بخواهد مى داند و اگر نخواهد نمى داند. اگر بخواهيم صفات ذات را تشبيه كنيم ، بايد بگوئيم عالم و قادر بودن براى خداوند، نظير مخلوق بودن براى انسان است . هرگز صفت مخلوق بودن از انسان جدا نمى شود، همانگونه كه هرگز صفت علم از خداوند جدا نمى شود.O كلمه ((اله )) درباره هر معبودى بكار مى رود، خواه حقّ و يا باطل ، (اءفرايت مَن اتّخذ الهه هواه )(684) ولى كلمه ((اللّه )) نام ذات مقدّس الهى است . معبودانِ غير از خدا، از آفريدن مگسى عاجزند؛ (لن يخلقوا ذباباً)(685) و آنان كه به پرستش غير خدا مى پردازند، از بلنداى توحيد به دره هاى خوفناك سقوط مى كنند. (ومن يشرك باللّه فكانّما خرّ من السماء فتخطفه الطّير)(686)O (لااله الاّ اللّه ) اوّلين صفحه شناسنامه ى هر مسلمان است . اوّلين شعار و دعوت پيامبر اسلام صلّى اللّه عليه و آله نيز با همين جمله بود: ((قولوا لااله الاّ اللّه تفلحوا))(687) همچنان كه فرمود: ((من قال لااله الاّ الله مخلصاً دخل الجنّة واخلاصه بها ان تحجزه لااله الاالله عمّا حرمّ اللّه )) هركس خالصانه شعار توحيد سر دهد، وارد بهشت مى شود و نشان اخلاص او آن است كه گفتن ((لااله الاّ اللّه )) وى را از حرامهاى الهى دور سازد.(688)امام صادق عليه السّلام فرمودند: ((قول لااله الاّاللّه ثمن الجنة ))(689) گفتن ((لااله الاّ اللّه )) بهاى بهشت است . همچنان كه امام رضا عليه السّلام در حديث قدسى نقل كرده اند: ((كلمة لااله الاّاللّه حصنى ))(690) كلمه ى توحيد، دژ مستحكم الهى است .آرى ، توحيد، مايه ى نجات و رستگارى انسان است . البتّه همانگونه كه مى گويند هركس به دانشگاه يا حوزه علميه قدم گذاشت ، دانشمند شد. يعنى به شرط اينكه تمام دروس لازم را بخواند. گفتن ((لااله الاّ اللّه )) نجات دهنده است ، امّا با داشتن شرايطش كه در جاى خود بدان اشاره خواهد شد.O اعتقاد به توحيد، همه ى قدرت ها و جاذبه ها را در چشم انسان كوچك و حقير مى كند. نمونه اى از آثار تربيتى توحيد همين است كه مسلمانان در برابر پادشاهان و صاحبان قدرت سجده نمى كردند. در دربار نجاشى پادشاه حبشه ، پناهندگان مسلمان گفتند: ((لانسجد الاّ للّه )) ما به غير خدا سجده نمى كنيم .(691) دحيه كلبى يكى ديگر از مسلمانان در كاخ قيصر روم ، سجده نكرد و در جواب كاخ نشينان گفت : ((لااسجد لغيراللّه )) من براى غير خداوند سجده نمى كنم .(692)آرى ، توحيد انسان را تا آنجا بالا مى برد كه حتّى بهشت و دوزخ نيز براى او مطرح نمى شود. امامان معصوم عليهم السّلام نيز براى تربيت چنين انسان هايى تلاش مى كردند. على عليه السّلام فرمودند: ((لاتكن عبد غيرك و قد جعلك اللّه حراً))(693)، بنده ديگرى مباش كه خداوند تو را آزاد آفريده است .لازم است مسلمانان هر روز و در هر جا با صداى بلند، اذان بگويند وفرياد آزادى از بندگى خدايان دروغين و طاغوت ها را سر دهند. و گوش نوزادان خود را قبل از هر صدايى ، با طنين توحيد ((لااله الاّ اللّه )) آشنا سازند.(هوالحىّ)O در فراز هفتادم دعاى جوشن كبير، حىّ بودن خداوند را اينگونه مطرح مى كند:((يا حيّا قبل كلّ حىّ، يا حيّا بعد كلّ حىّ، يا حىّ الذّى ليس كمثله حىُّ، يا حىّ الذّى لايشاركه حىُّ، يا حىّ الذّى لايحتاج الى حىّ، يا حىّ الذّى يميت كلّ حىّ، يا حىّ الذّى يرزق كلّ حىّ، يا حيّا لم يرث الحيوة من حىّ، يا حىّ الذى يحيى الموتى ، يا حىّ يا قيّوم ))آرى ، خداوند زنده است ، قبل از هر زنده اى و بعد از هر زنده اى . در زنده بودن ، وى را نظير و شريكى نيست و براى زنده ماندن ، نيازمند ديگرى نيست . او زندگان را مى ميراند و به همه زنده ها روزى مى بخشد. او زندگى را از زنده اى ديگر به ارث نبرده ، بلكه به مردگان نيز زندگى مى بخشد. او زنده و پا برجاست .O معناى حيات درباره ذات پروردگار با ديگران فرق مى كند و مانند ساير صفات الهى ، از ذات او جدايى ناپذير است و در آن فنا راه ندارد؛ (و توكّل على الحىّ الّذى لايموت )(694) او در حيات خويش نيازمند تغذيه ، توليد مثل ، جذب و دفع ، كه لازمه حيات موجوداتى همچون انسان و حيوان وگياه است ، نيست . ((يا حىّ الذى ليس كمثله حىّ))(القيّوم )O ((قَيّوم )) از ريشه ى ((قيام ))، به كسى گفته مى شود كه روى پاى خود ايستاده و ديگران به او وابسته هستند.(695) كلمه ى ((قيّوم )) سه مرتبه در قرآن آمده است و در هر سه مورد در كنار كلمه ((حَىّ)) قرار دارد.قيام او از خود اوست ، ولى قيام ساير موجودات به وجود اوست . و مراد از قيّوميّت پروردگار، تسلّط و حفاظت و تدبير كامل او نسبت به مخلوقات است . قيام او دائمى و همه جانبه است ، مى آفريند، روزى مى دهد، هدايت مى كند و مى ميراند و لحظه اى غافل نيست .O هر موجود زنده اى براى ادامه ى حيات ، نيازمند منبع فيض است . همچون لامپى كه براى ادامه ى روشنى ، نياز به اتصّال برق دارد. تمام موجودات براى زنده شدن بايد از ((حىّ)) تغذيه شوند و براى ادامه ى زندگى بايد از ((قيّوم )) مايه بگيرند.امام على عليه السّلام مى فرمايد: ((كلّ شى ء خاضع له و كلّ شى ء قائم به )) هر چيزى تسليم او و هر چيزى وابسته به اوست .(696) نقل كرده اند كه در جنگ بدر رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله مكّرر در سجده مى گفتند: ((يا حىّ يا قيّوم ))(697)(لاتاءخذه سنةٌ و لانوم )O امام صادق عليه السّلام فرموده اند: ((ما من حىّ الاّ و هو ينام خلا اللّه وحده )) هيچ زنده اى نيست مگر اينكه مى خوابد، تنها خداوند از خواب بدور است .(698)خداوند حىّ است و نيازمند خواب و چُرت نيست .(699) خواب ، زنده ها را از خود منقطع مى كند تا چه رسد به ديگران ، ولى خداوند خواب ندارد و همواره بر همه چيز قيّوميّت دارد.(له ما فى السموات و ما فى الارض )O مالك حقيقى همه چيز اوست و مالكيّت انسان در واقع عاريتى بيش نيست . مالكيّت انسان ، چند روزه و با شرايط محدودى است كه از طرف مالك حقيقى يعنى خداوند تعيين مى شود. حال كه همه مملوك او هستند، پس چرا مملوكى مملوك ديگر را بپرستد؟ ديگران نيز بندگانى همچون ما هستند؛ (عباد امثالكم )(700) طبيعت ، ملك خداست و قوانين حاكم بر آن محكوم خداوندند. اى كاش انسان ها هم از مِلك او و هم از مُلك او بهتر استفاده مى كردند. اگر همه چيز از خدا و براى خداست ، ديگر بخل و حرص چرا؟ آيا خداى خالق ، ما را رها كرده است ؟ (اءيحسب الانسان ان يترك سدى )(701)امام كاظم عليه السّلام از در خانه ى شخصى بنام ((بُشر)) مى گذشت ، متوّجه سر و صدا و آواز لهو ولعبى شدند كه از خانه بلند بود. از كنيزى كه از آن خانه بيرون آمده بود پرسيدند صاحبخانه كيست ؟ آيا بنده است ؟! جواب داد: نه آقا، بنده نيست آزاد است . امام فرمود: اگر بنده بود اين همه نافرمانى نمى كرد. كنيز سخن امام را وقتى وارد منزل شد به صاحبخانه باز گفت . او تكانى خورد و توبه كرد.(702)از امام صادق عليه السّلام نقل شده است كه فرمود: اوّلين درجه تقوا و بندگى خدا آن است كه انسان خودش را مالك نداند.(703)(من ذا الذى يشفع عنده )O مشركان ، خداوند را قبول داشتند؛ (لئن سئلتهم من خلق السموات و الارض ليقولنّ اللّه )(704) ولى بت ها را شفيع مى دانستند: (ويقولون هؤ لاء شفعاء)(705) آية الكرسى ، اين پناهگاه موهوم را در هم مى كوبد و مى گويد: كيست كه بدون اجازه ى او بتواند شفاعت كند؟ نه تنها هستى براى اوست ، كارآيى هستى نيز با اذن اوست . با خيال و توهم شما، مخلوقى شفيع ديگرى نمى شود. شفاعت در قيامت وجود دارد، ولى با حساب و كتاب و با اذن خداوند. اگر از كسى عملى سر مى زند، با اذن و اراده خداوند بوده و قيّوم بودن او خدشه بردار نيست تا بتوان در گوشه اى دور از خواست او كارى صورت داد.O شفاعت آن است كه يك موجود قوى به موجود ضعيف يارى برساند. مثلا در نظام آفرينش ، نور، آب ، هوا و زمين ، دانه ى گياه را يارى مى كنند تا به مرحله درخت برسد. در نظام كيفر و پاداش نيز، اولياى خدا گنهكارى را يارى مى رسانند تا نجات يابد.(706) ولى هرگز اين امدادها نشانه ى ضعف خداوند و يا تاءثيرپذيرى او نيست . زيرا خود اوست كه مقام شفاعت و اجازه آن را به اولياى خود مى دهد. و اوست كه نظام آفرينش را به نوعى آفريده كه وقتى دانه در مسير رستن قرار گرفت ، با نور و هوا و خاك رشد مى كند.به هر حال عوامل مادّى و كمك هايى كه انسان از مخلوقات مى گيرد، در پرتو اذن اوست و در چهار چوب قوانينى است كه او حاكم كرده است . به همين دليل افرادى از شفاعت شدن محرومند؛ (فما تنفعهم شفاعة الشافعين )(707) چنانكه نور، حرارت ، آب و خاك ، دانه اى را رشد مى دهند كه قابليّت رشد داشته باشد. حساب شفاعت از حساب پارتى بازى و توصيه هاى بى دليل دنيوى در جوامع فاسد، جدا است . شفاعت ، براى جلوگيرى از ياءس و نااميدى و ايجاد پيوند مردم با اولياى خداست . شفاعت ، پاداشى است كه خداوند به اولياى خود مى دهد و بهره گيرى از آن در روز قيامت ، تجسّمى از بهره گيرى انسان ، از نورِ علم و هدايت انبيا و اوليا در دنياست .شفاعت كننده ، قدرت مستقلى در برابر قدرت خداوند نيست ، بلكه پرتوى از اوست ومقام شفاعت مخصوص كسانى است كه او بخواهد. لذا نبايد بت پرستان با شعار؛ (هؤ لاء شفعائنا)(708) خيال كنند كه بهره مند از شفاعت خواهند شد.يادآورى اين نكته لازم است كه عبادت غير خداوند شرك است ، ولى دعوت و خواندن غير خدا، همه جا شرك نيست . جملات : (يدعوك )(709)، (يدعوكم )(710)، (يدعون )(711)، (ندع )(712) و (دعاء الرسول )(713) كه در قرآن آمده است ، هيچ يك با شرك ربطى ندارد. لكن هر دعوتى ارزشمند نيست ، بيمار اگر پزشك را صدا زند، حقّ است و اگر فالگير را صدا زند باطل است .(يعلم ما بين ايديهم و ما خلفهم )O خداوند همه ى واقعيّات را مى داند و شفاعت نزد پروردگار، تلاش براى اثبات بى گناهى شخصى نيست ، بلكه شفاعت ، تلاش براى نجات و عفو است . آگاهى خدا بايد موجب شود كه اندكى انسان حيا كند، او از درون سينه ها خبر دارد و از رازهاى پنهانى و آشكار با خبر است ، از درون رحم مادران خبر دارد كه نوزاد پسر است يا دختر. علم روز قيامت و اندازه هر چيزى را مى داند.(714) در حالى كه علم ما انسان ها محدود است . ما صدا را تا حدّى مى شنويم ، ديدنى ها را تا حدودى مى بينيم ، اسرار را نمى دانيم ، مگر آن قسمتى را كه خداوند اراده كند و اجازه دهد.(وسع كرسيّه السّموات والارض ولايؤ ده حفظهما و هوالعلى العظيم )O در روايتى از امام صادق عليه السّلام آمده است : مراد از ((عرش ))، علومى از خداوند است كه انبيا و رسل را به آنها آگاه كرده است (715) ولى ((كرسى ))، علومى هستند كه آنها را هيچ كس نمى داند.(716)برخى ((كرسى )) را كنايه از قدرت و حكومت خدا مى دانند كه آسمان ها و زمين را در برگرفته است . با آنكه جهان بس وسيع است و زمين نسبت به آن همچون حلقه انگشترى در بيابان ، ولى با همه اينها حفظ و نگهدارى آنها براى خداوند سنگين نيست . آية الكرسى به مردم مى فهماند كه خداوند نه تنها مالكِ عالَم و عالِم به تمام مملوك هاى خود است ، بلكه سراسر هستى با همه ى مخلوقاتش ، تحت سلطه و قدرت اوست .(717) و مردم قدرت نامحدود خالق را با قدرت مخلوق مقايسه نكنند. زيرا خستگى ، از عوارض ماده است ، امّا توانايى خداوند عين ذات اوست . (ان ربّك هو القوى العزيز)(718) على عليه السّلام مى فرمايد: خداوند را، نه گذشت زمان پير و فرسوده مى كند و نه خود دگرگون گشته و تغيير مى يابد.(719)آرى ، توجّه به قدرت نامحدود خداوند، در روح مؤ من آرامش ايجاد مى كند و مؤ من با آن خويشتن را در مصونيّت و امان مى يابد.O هر يك از صفات خدا: قَيّوم ، حَىّ، عليم ، قَدير و عظيم ، نقش سازنده اى در تربيت انسان دارد. زيرا بهترين مكتب آن است كه به پيروان خود اميد و عشق بدهد، سرنوشت و آينده آنان را روشن كند و پيروانش نيز بدانند كه هر لحظه زير نظر هستند، لغزشهايشان قابل عفو است و حاكم آنان مهربان است .O خلاصه آنكه خدايى سزاوار پرستش است كه زنده و پابر جا و نستوه باشد، گرفتار ضعف و خستگى و دچار خواب و چرت نگردد، احدى بدون اراده او قدرت انجام كارى را نداشته باشد. همه چيز را بداند و بر همه چيز احاطه و تسلّط داشته باشد. اين چنين خدايى مى تواند معبود و محبوب باشد و به چنين خدايى مى توان توكّل كرد و عشق ورزيد و به او اميدوار بود. خدايى كه قرآن اينگونه معرفى مى كند، با خداى انجيل و تورات تحريف شده قابل مقايسه نيست . آن كسانى كه در بن بست هاى تنگ و تاريك نظام مادّى جهان گرفتار شده اند، چگونه مى انديشند؟ (الحمدللّه الّذى هدانا لهذا و ما كنّا لنهتدى لولا ان هدانا اللّه )پيام ها: 1 هيچ موجودى جز او، ارزش معبود شدن ندارد. (لااله الاّ هو)2 حيات واقعى و ابدى وهمه ى حيات هاى ديگر از آن اوست . (الحىّ)3 همه چيز دائما به او بستگى دارد ولحظه اى از تدبير اوخارج نيست . (القيوم )4 همه چيز از اوست .(له ما فى السموات ...)5 نه تنها هستى از اوست ، كارايى هستى نيز از اوست . (من ذا الّذى يشفع )6 با خيال و توهّم شما، چيزى شفيع و واسطه نمى شود. (من ذا الّذى )7 احدى از او مهربان تر نيست . علاقه ومهربانى هر شفيعى از اوست . (الاّ باذنه )8 خداوند بر همه چيز ودر همه حال آگاه است ، پس از گناه در برابر او حيا كنيم . (يعلم مابين ايديهم وما خلفهم ...)9 او بر همه چيز احاطه دارد، ولى ديگران بدون اراده او حتّى به گوشه اى از علم او احاطه ندارند.(720) (لا يحيطون بشى ء من علمه )10 حكومت و قدرت او محدود نيست . (وسع كرسيّه )11 حفاظت هستى براى او سنگين نيست . (ولايؤ ده )12 كسى كه از هستى حفاظت مى كند، مى تواند ما را در برابر خطرات حفظ كند. (حفظهما) و لذا براى حفاظت ، سفارش به خواندن آية الكرسى شده است . متن آیات شریفهبسم الله الرّحمن الرّحیماللّهُ لاَ إِلَـهَ إِلاَّ هُوَ الْحَيُّ الْقَيُّومُ لاَ تَأْخُذُهُ سِنَةٌ وَلاَ نَوْمٌ لَّهُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الأَرْضِ مَن ذَا الَّذِي يَشْفَعُ عِنْدَهُ إِلاَّ بِإِذْنِهِ يَعْلَمُ مَا بَيْنَ أَيْدِيهِمْ وَمَا خَلْفَهُمْ وَلاَ يُحِيطُونَ بِشَيْءٍ مِّنْ عِلْمِهِ إِلاَّ بِمَا شَاء وَسِعَ كُرْسِيُّهُ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضَ وَلاَ يَؤُودُهُ حِفْظُهُمَا وَهُوَ الْعَلِيُّ الْعَظِيمُ «255» لاَ إِكْرَاهَ فِي الدِّينِ قَد تَّبَيَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَيِّ فَمَنْ يَكْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَيُؤْمِن بِاللّهِ فَقَدِ اسْتَمْسَكَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقَىَ لاَ انفِصَامَ لَهَا وَاللّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ «256» اللّهُ وَلِيُّ الَّذِينَ آمَنُواْ يُخْرِجُهُم مِّنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّوُرِ وَالَّذِينَ كَفَرُواْ أَوْلِيَآؤُهُمُ الطَّاغُوتُ يُخْرِجُونَهُم مِّنَ النُّورِ إِلَى الظُّلُمَاتِ أُوْلَـئِكَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ «257»ترجمه آیات شریفهخداى يكتا كه جز او هيچ معبودى نيست ، زنده و قائم به ذات [ و مدّبر و برپا دارنده و نگه دارنده همه مخلوقات ] است ، هيچ گاه خواب سبك و سنگين او را فرا نمي گيرد، آنچه در آسمان ها و آنچه در زمين است در سيطره مالكيّت و فرمانروايى اوست . كيست آنكه جز به اذن او در پيشگاهش شفاعت كند ؟ آنچه را پيش روى مردم است [ كه نزد ايشان حاضر و مشهود است ] و آنچه را پشت سر آنان است [كه نسبت به آنان دور و پنهان است] مي داند . و آنان به چيزى از دانش او احاطه ندارند مگر به آنچه او بخواهد. تخت [حكومت ، قدرت و سلطنت]ش آسمان ها و زمين را فرا گرفته و نگهدارى آنان بر او گران و مشقت آور نيست ; و او بلند مرتبه و بزرگ است . « 255» در دين ، هيچ اكراه و اجبارى نيست [ كسى حق ندارد كسى را از روى اجبار وادار به پذيرفتن دين كند ، بلكه هر كسى بايد آزادانه با به كارگيرى عقل و با تكيه بر مطالعه و تحقيق ، دين را بپذيرد ] . مسلماً راه هدايت از گمراهى [ به وسيله قرآن ، پيامبر و امامان معصوم ] روشن و آشكار شده است . پس هر كه به طاغوت [ كه شيطان ، بت و هر طغيان گرى است ] كفر ورزد و به خدا ايمان بياورد ، بى ترديد به محكم ترين دستگيره كه آن را گسستن نيست ، چنگ زده است ; و خدا شنوا و داناست . « 256» خدا سرپرست و يار كسانى است كه ايمان آورده اند ; آنان را از تاريكى ها [ ى جهل ، شرك ، فسق وفجور ] به سوى نورِ [ ايمان ، اخلاق حسنه و تقوا ] بيرون مي برد . و كسانى كه كافر شدند ، سرپرستان آنان طغيان گرانند كه آنان را از نور به سوى تاريكى ها بيرون مي برند ; آنان اهل آتش اند و قطعاً در آنجا جاودانه اند . « 257»خواص آیة الکرسیفایده اول - اینکه ده موضع است در آیت الکرسی که وقف است هرکه در وقت تلاوت آن ملاحضه نماید و به هر وقف که برسد بایستد و یک انگشت تا کند ابتدا از انگشت خنضر دست رات که همان انگشت کوچک است شروع کند تا به انگشت ابهام که همان انگشت شصت است و سپس دست چپ نیز به همین ترتیب و آنچنان دست فراهم آورد و متوجه درگاه بینیاز شود بر مراد و مطلبی که دارد طلب نماید بعد از آن سه مرتبه سوره الم نشرح را بخواند و سه مرتبه قل هو الله احد بعد از آن ابتدا فتح را از انگشت ابهام دست چپ آغاز نماید و هر انگشت را به فاتحه بگشاید و دستها را به جمیع اعضای خود بمالد و سه مرتبه بر خود بدمد از جمیع امراض علل در امان خدا قرار گیرد .فایده دوم - اگر کسی را مهمی پیش آید که در آن عاجز و معطل بماند و علاج آنرا نتواند بایستی که غسل نماید و وضو سازد و به نیّت آن مهم آیت الکرسی را تلاوت کند و چون به میان یشفع عنده که وسط دو عین است برسد نیت و مهم خویش از خاطر بگذراند البته آن مهم مطابق دلخواه او برآید و اگر کسی را دشمن صعبی باشد که به هیچ وجه با او مقاومت نتواند به نیبت مقهورساختن او و مغلوبی آن شخص مشغول تلاوت گردد و چون به وسط دو میم یعلم ما بین ایدیهم رسد آن شخص و نیت خویش از خاطر بگذراند البته آن ظالم مقهور گردد و خواننده بر او ظفر یابد و این عمل از جمله مجربات است .فایده سوم - به جهت عزبت هر آنکه خواهد در نزد ملوک و بزرگی و در نزد دشمن و دوست عزیز و مکربم گردد سه مرتبه آیت الکرسی بخواند و بر کف هر دو دست خود بدمد و به صورت خود مسح کند در نظر خلایق عزیز و مکرم گردد و جمله با وی مهربان شوند .فایده چهارم - به جهت محبت بین دو حلال زوج و زوجه اگر بخواهد میان زن و شوهری که مهرشان نسبت به یکدیگر تقلیل یافته است محبت زایدی برقرار گردد چنانکه یک ساعت نتوانند از یکدیگر جدا شوند در مسجد جامع شش رکعت نماز بخواند ایگونه که هر دو رکعت به یک سلام و در هر رکعت بعد از یکبار خواندن حمد هفت مرتبه ایت الکرسی را بخواند و چون از این نماز فارغ آید چهل و یکبار آیت الکرسی بخواند و بعد آن چهل و یک دانه فلفل سفید که همراه دارد به جهت ایجاد محبت بین آنها در اتش اندازد یا چنانچه مایل به انجام اعمال آتشی نیست میتواند آن دانه ها را زیر خاک پاکی دفن نماید در محلی که قدم بر انجا ننهند و پای بر آنها نگذارند انشا الله بهبود یابند .فایده پنجم - به جهت ازدواج برای عقد نکاح مطلبه آیت الکرسی را بر شش دانه مویز یک به یک بخواند و یکبار بر جمیع آنها بخواند انگاه به مطلوبه بدهد تا میل نماید فوق العاده موثر است .فایده ششم - اگر خواهد به نیکویی و حلال کسی را از مکان دوری بیاورد بستاند پاره کشته زرد و عود خام و دخنه مریم و آنها را باهم بیامیزد و 41 بار ایت الکرسی را بر آنها بخواند به اسم آن شخص و مادر او و به هنگام زوال آفتاب دود کند آن مسافر یا غایب هر چقدر دور باشد به سرعت حاضر گردد و شتابان باز اید .فایده هفتم - به جهت بستن زبان دشمن و شخصی که بدگویی میکند بایستی ایت الکرسی را به نام او و نام مادر او اگر میداند بنویسد و در خانه تاریکی سرنگون بیاویزد که زبان آن بدگو بسته گردد . درباره آيه الكرسي فضيلت ؛ اهميت ؛ ثواب و آثار آيه الكرسي ((آيه الكرسي – سوره بقره آيات 255-256-257)) 1- آيه الكرسي نوري از آسمان است . 2- آيه الكرسي آيتي از گنج عرش است . 3- آيه الكرسي باعث ايمني در سفر است . 4- آيه الكرسي اعلاء ترين نقطه قرآن است . 5- ذكر رسول مكرم اسلام در بستر؛ خواندن آيه الكرسي بود . 6- با خواندن آيه الكرسي انسان دچار هيچگونه آفتي نخواهد داشت . 7- براي رفع فقر آيه الكرسي موثر است و كمك الهي از غيب مي رسد . 8- همه چيز در آيه الكرسي است يعني كرسي گنجايش آسمانها و زمين را دارد . 9- در تنهايي آيه الكرسي بخواني باعث رفع ترس مي شود و از سوي خدا كمك مي رسد . 10- آيه الكرسي رادر نماز ها ؛ روزها؛ شبهاي ايام هفته ؛ سفرها و در نماز شب و دفن ميت بخوانيد . 11- هنگام خواب نيز آيه الكرسي بخوانيد زيرا با عث مي شود خداوند فرشته اي نگهبان و محافظت بگمارد تا صبح سلامت بماني . 12- هر گاه از درد چشم شكايت داشتي آيه الكرسي بخوانيد و آن درد را اظهار نكنيد آن درد بر طرف مي شود و از آن عافيت مي طلبيد . 13- پيامبر اسلام (ص) : در خانه اي كه آيه الكرسي خوانده شود ابليس از آن خانه دور مي شود و سحر وجادو در آن خانه وارد نمي شود . 14- آيه الكرسي پايه و عرش الهي است و هدف از خواندن آن اين است كه مردم در عبادت جز خداوند كسي را نپرستند و به ذلت فرو نروندو روح يكتا پرستي ايجاد كنند و از بندگي ناروا آزاد شوند و آيه الكرسي عقلها را بيدار و اله حقيقي را معرفي و خداي دانا و توانا را به مردم مي شناساند . 15- وقت غروب 41 بار آيه الكرسي را بخواني حاجت روا مي شوي 0 ( 41 بار تا علي العظيم بخوان يعني يك آيه ) مجرب است 0 و براي رفع هم و غم ؛ شفاي مريض ؛ درمان درد؛ رحمت خداوند و زياد شدن نور چشم آيه الكرسي را مدام بخوانيد . 16- اگر مومن آيه الكرسي را بخواند و ثوابش را براي اهل قبول قرار دهد خداوند ملكي را بر او مقرر مي كند كه برايش تسبيح كند . 17- آيه الكرسي در مزرعه و مغازه پنهان كردن باعث بركت مزرعه و رونق گرفتن كسب است . 18- از پيامبر نقل نموده اند كه : اين آيه عظيم تر از هر چيزي است كه حق تعالي آفريده است . 19- چند چيز حافظه را زياد مي كند يكي از آن خواندن آيه الكرسي است . 20- با خواندن آيه الكرسي را بخواني تا شب در امان خدا هستي . 21- هر صبح آيه الكرسي را بخواني تا شب در امان خدا هستي . 22- آسان شدن مرگ بوسيله آيه الكرسي است . 23- آيه الكرسي عضيم ترين آيه در قرآن است . 24- براي حفظ مال و جان آيه الكرسي بخوان . 25- آيه الكرسي ويرانگر اساس شرك است . 26- آيه الكرسي سيد سوره بقره است . برخي از پيامهاي آيه الكرسي 1- خداوند تنها زنده جاويد است . 2- همه چيز به خداوند بستگي دارد . 3- اسلام دين منطق و برهان است نه زور . 4- خداوند لحظه اي از تدبير عالم غافل نيست . 5- هرزنده اي حستگي و خواب دارد جز خدا . 6- هيچ كس غير از خدا ؛ از خود چيزي ندارد . 7- راه حق يكي است ولي راه هاي انحرافي متعدد . 8- ايمان به خداوند زمينه ساز و راهيابي انسان به نور است . 9- آنچه در زمين و آسمان است حاكميت و مالكيت آن با خداست . 10- در راه حق كه نور است امكان رشد؛ علم ؛ اميد و آرامش وجود دارد . 11- محكم بودن ريسمان كافي نيست محكم گرفتن ريسمان هم شرط است . 12- تكيه به طاغوت و آنچه غير خدايي است گسستني و از بين رفتني است . 13- خداوند از همه چيز آگاهي دارد لذا گناهكار بايد حياء كند چون خدا مي بيند . 14- عدم پذيرش ولايت الهي منجر به انحراف آدمي مي شود كه ولايت طاغوتيان را بپذيرد . 15- كافران اهل آتش و براي هميشه در آن ماندگارند ( عاقبت و عقوبت اهل كفر؛ زمينه ساز پذيرش حاكميت طاغوت است ) 16- يكي از مصاديق تمسك به عروه الوثقي و ريسمان محكم الهي ؛ اتصال به اولياء خدا و امامان اهل بيت (ع) است . 17- قرآن درباره حق ؛ كلمه نور و در مورد انحراف؛ كلمه ظلمات و تاريكي ها را تعبير مي كند . 18- تا طاغوتها محو نشوند توحيد جلوه نمي كند ( اول كفر به طاغوت بعد ايمان به خدا . 19- اتمام حجت خدا وند برمردم با روشني راه حق از باطل و هدايت از گمراهي . 20- ايمان به خداوند و كفر به طاغوت موجب ياري و دوستي خداوند است . 21- او از هستي حفاظت مي كند پس مي تواند انسان را هم حفاظت كند . 22- تاثير علل و اسباب در نظام الهي به اذن خداوند است . 23- غير مسلمان را نبايد مجبور به پذيرش اسلام كرد . 24- ايمان به خدا و رابطه با اولياء خدا ابدي است . 25- خداوند حال و آينده موجودات را مي داند . 26- هر ولايتي جز ولايت الهي؛ طاغوتي است . 27- كفار براي هميشه در قهر الهي است . 28- شيطان از مصاديق طاغوت است . 29- اسلام با استكبار سازش نمي كند . 30- اصحاب طاغوت اصحاب نارند . خواص آیه الکرسی بسم الله الرحمن الرحیم آیه الکرسی الله لا اله إ لاّ هوَ الحیُّ القیُّومُ لا تَا خذُ هُ سِنَهٌ وَ لا نَومٌ لَهُ ما فی السَّماواتِ وَ ما فِی الأَرضِ مَن ذَا الَّذی یَشفَعُ عِندَهُ إ لا بِإذنِهِ یَعلَمَ ما بَینَ أَیدِیهمِ وِ ماخَلفَهُم وَ لا یُحیطونَ بِشَی ءٍ مِن عِلمِهِ إلا بِما شاءَ وَسِعَ کُر سِیُّهُ السَّماواتِ و الأرض ولا یَؤدُهُ حِفظُهُما وَ هوَ العَلیُّ العَظیم(255) لا إکراهَ فِی الدَّین قَد تَبَیَّنَ الرُّشدُ مِنَ الغَیَّ فَمَن یَکفُر بِالطَّاغوتِ وَ یُؤمِن بِالله فَقَد استَمسَکَ بِالعُروَةِ الوُثقی لاَنفِصامَ لَها والله سَمِیعٌ عَلِیمٌ(256) الله وَلِیُّ الَّذین آمَنوا یُخرِجُهُم مِنَ الظُّلُماتِ إِلی النُّور وَ الُّذینَ کَفَروا أولیاؤُ هُمُ الطَّاغوتُ یُخرِجُونَهُم مِنَ النُّور إِلَی الظُّلُماتِ أُولئِکَ أصحابُ النَّارِ هُم فِیها خالِدُونَ(257) ترجمه آیه الکرسی از مرحوم الهی قمشه ای خدا یکتاست که جز او خدا نیست ، زنده و پاینده است هرگز او را کسالت خواب فرا نگیرد تا چه رسد که به خواب رود ، اوست مالک آسمانها و زمین ، که را این جرأت است که در پیشگاه او به شفاعت برخیزد مگر به فرمان او ، علم او محیط است به آنچه پیش نظر خلق آمده و آنچه سپس خواهد آمد وخلق به هیچ مر تبه علم او احاطه نتواند کرد مگر به آنچه او خواهد ، قلمرو علمش از آسمانها و زمین فراتر و نگهبانی آنها بر او آسان و بی زحمت است چه دانا و توانای با عظمت است. آیه الکرسی بزرگترین آیه قرآن در آیه الکرسی نظرات مختلفی مطرح است که آیا آیه الکرسی همان آیه 255 سوره مبارکه بقره می باشد ویا آیات 256و257 هم به آن اضافه شده است در مجموعبزرگترین آیه قرآن که همان آیه 255 سوره بقره می باشد اختصاص یافته به نام آیه الکرسی. آیه الکرسی یعنی چه؟ تعریف کرسی در آیه ای که به آیه الکرسی معروف شده است کرسی از ریشه ( ک- ر – س ) گرفته شده و به معنی اتصال یافتن اجزای یک ساختمان به هم می باشد و نیز کرسی را تخت هم می گویند که بر آن می نشینند که در این زمینه می توان برای کرسی سه معنی آورد 1) علم الهی: کرسی همان جسم بزرگ کیهانی است که زمین، خورشید و آسمان ونیز سایر اجزا ی آسمان را در برمی گیرد. 2) جسم بزرگ کیهانی: کرسی را همان یک جسم و جرم بزرگ کیهانی تصور کرد که تمام اجزائی که در آسمان و زمین ... است در آن جای می گیرد که از حضرت علی (ع) نقل شده است که آسمان وزمین وتمام موجودات در داخل این کرسی قرار دارندکه چهار فرشته به اذن خداوند آن را حمل می کنند 3) قدرت و سلطنت الهی: کرسی را همان جهان هستی است که این جهان تمام تحت سلطه و قدرت حضرت احدیت بوده و هیچ جنبنده ای از دایره قدرت واحاطه و سیطره او خارج نمی شود وبدون اذن او هیچ تغییری ایجاد نمی شود 4) عرش: درلغت همان کرسی است که عرش در لغت فارسی به معنی رکن واساس هرچیز ویا سقف خانه گفته می شودبنا براین با توجه به این دو تعریف در مورد کرسی وعرش متوجه می شویم که کرسی ظاهر وعرش باطن هر چیز را گویند. آیه الکرسی شأن نزول در قرآ ن کریم آیا تی که بر پیامبر اسلام نازل می شد دارای علت وسببی بود که به اذن خداوند توسط فرشتگان برای رسول اکرم(ص) فرستاده می شد که در مجموع به آنها شأ ن نزول می گویند . و سبب نزول آیه الکرسی درسوره بقره احتمالا این بوده که قوم یهود معتقد بود ند که خداوند تبارک وتعالی پس از خلقت آفرینش آسمانها و زمین و... خسته شده و برای رفع خستگی روی کرسی نشست که آیه مبارک آیه الکرسی بر رد عقاید منحرف کننده قوم یهود نازل شد. رسول اکرم(ص) در هنگام خواندن آیه الکرسی تبسم می کرد ند و می فرمودند : آیه الکرسی گنج بزرگ و رحما نی است که زیر عرش (همان کرسی) به من نازل شدو نیز در روایت آمده است که هنگام نزول آیه الکرسی هزار فرشته تا رسیدن به حضرت رسول اکرم(ص) این آیه مبارک وعظیم را همراهی می کرد. آیه الکرسی منشأ خیر وبرکتی است که خداوند تبارک وتعالی توسط رسول اکرم(ص)در سوره مبارک بقره به انسان عطا فرموده است و خداوند می فرماید: این آیه عظیم الشأن و با برکت را به بندگانم هدیه می کنم وبه همین دلیل است که پیغمبر عزیر ما به پیروانش توصیه می کند که آیه الکرسی را مورد توجه خاص قرار دهند و تلاوت کنند تا از منشأ خیر و برکت آن بهره گیرند. 1-حضرت امام باقر(ع) فرمود : کسی که بعد از وضوء آیة الکرسی بخواند خداوند ثواب چهل سال عبادت را به او عنایت می فرماید و چهل درجه او را بالا می برد و چهل حورالعین را به تزویج او در می آورد.2-رسول خدا(ص)(علیه افضل الصلوات) فرمودند : هر کس آیة الکرسی را بعد از هر نماز واجبی بخواند خدای تعالی قابض روح او خواهد بود و مثل کسی است که جنگ کرده باشد با کفار در خدمت انبیاء تا به شرف شهادت فایض شده باشد.3-اگر کسی آیة الکرسی را بخواند و به پاهایش بدمد در راه رفتن خسته نمی شود.4-اگر کسی در جایی بی آب باشد و از هلاکت بترسد 66 بار آیة الکرسی بخواند حاجتش برآورده می شود.5- برداشتن عذاب قبر : اگر کسی مشتی خاک بردارد و 7 بار آیة الکرسی بخواند و در قبر مرده ریزد آن مرده را کیفر نکنند و به رحمت الهی رسد.6-پیامبر اکرم (ص) فرمودند : اگر کسی در شب یکشنبه دو رکعت نماز با حمد و آیة الکرسی و توحید هر کدام یک بار بخواند فردای قیامت وقتی پا به عرصه ی قیامت می نهد صورتش مثل ماه شب می درخشد و از طرفی هم پروردگار عالم در دنیا عقلی به او عطا می کند که او را تا زمان مردن همراهی می کند.7-دوازده مرتبه آیة الکرسی خواندن در سفر و حضر مانند این است که دوازده لشکر مجهز برای حفاظت از هر حادثه از جانب خدا گماشته شده است.تذکر : این 7 مورد تنها 7 قطره از دریای پهناور آیة الکرسی می باشد . سوره ای کوچک در قرآن که در دل بزرگترین سوره ی قرآن جای دارد و پیامبر (ص) خواندن مدام آن را به امیر المومنین علی(ع) بی نهایت توصیه می فرمود. در دائرة المعارف تشییع ۱ درباره«آیه الکرسی» آمده است: در قرآن مجید، دو آیه هست که احادیث بسیاری در بیان عظمت آنها از رسول اکرم (ص) و ائمه اطهار وارد شده است، این دو آیه عبارتند از: آیه نور و آیه الکرسی.ابوالفتوح رازی مینویسد: ابی بن کعب گفت: رسول خدا(ص) پرسید: کدام آیت در کتاب خدا عظیمتر است یا ابا المنذر؟ من گفتم: خدا و رسول او اعلماند، دوباره پرسید تا سه بار، من گفتم: خدا و پیغمبرش اعلماند، در آخرین مرتبه گفتم: آیهالکرسی؟ رسول اکرم(ص) دست بر سینه من نهاد و گفت: «هنیئاً لک یا ابا المنذر».نیز مینویسد:علی (ع) از رسول اکرم (ص) نقل کرده است:قرآن والاترین کلامهاست و سوره بقره، سرور قرآن و آیه الکرسی سرور سوره بقره. در آیه الکرسی پنجاه کلمه است و در هر کلمه پنجاه برکت. ملاصدرا در مقدمه تفسیری که درباره آیه الکرسی نوشته خبری به این مضمون نقل میکند که اسم اعظم الهی در آیه الکرسی و اوّل سوره آل عمران است، ملاّ فتح اللّه کاشانی بیست حدیث در فضیلت آیه الکرسی نقل میکند از جمله مینویسد: امیرالمؤمنین (ع) روایت کرده که رسول اکرم(ص) را دیدم که بر بالای منبر فرمود:هر که آیه الکرسی را در عقب هر نماز واجب بخواند هیچ چیز او را از بهشت منع نکند و بر این مواظبت نکند مگر صدّیقی یا عابدی. «کرسی» به تعبیر قرآن مجید، کما بیش مانند عرش است به این معنا که هر دو، دو معنی دارند: یکی تخت و سریر و دیگری علم و عظمت و قدرت الهی و کرسی در آیه الکرسی به همین معنای اخیر است. «آیه الکرسی» آیه ۲۵۵ سوره بقره است که اوّل آن «اللّه لا اله الاّ هو…» و آخر آن«و هو العلی العظیم» میباشد،ولی در قرون اخیر دو آیه بعدی را که از «لا اکراه فی الدین … » شروع و به «هم فیها خالدون» ختم میشود را جزو آن گرفتهاند؛ امّا چون در احادیث اشاره به «پنجاه کلمه» و «یکصد و هفتاد حرف» شده، نیز با توجّه به اینکه«کرسی» در همان آیه ۲۵۵ سوره بقره آمده و معنای این دو آیه موقوف بر هم نیست؛ لذا صحیح آن است که همان آیه را به تنهایی آیه الکرسی به حساب آوریم. در بحارالانوار هم در حدیثی که از امالی شیخ طوسی نقل میکند، تصریح دارد که حضرت علی(ع) آیه الکرسی را از «الله لا اله …» آغاز و به «هو العلی العظیم» ختم کرد. علامه طباطبایی در جلد دوم تفسیر المیزان درباره آیه الکرسی میفرماید:آیه الکرسی،از صدر اسلام مشهور بوده، در زمان رسول خدا (ص) و حتی از زبان آن جناب به این نام بیان میشد، همچنان که این نامگذاری در روایات وارده از آن جناب و از اهل بیت ـ علیهم السلام ـ و از صحابه به چشم میخورد و این احترام،بدون جهت نبوده، بلکه بخاطر معارف دقیق و لطیفی است که در این آیه آمده و آن عبارت است از: توحید خالصی که جمله «اللّه لا اله الا هو…» بر آن دلالت دارد و همچنین «قیمومیت مطلقهای» که در آن آمده و ….«المیزان» واژه «کرسی» را این گونه معنا میکند:کرسی از ماده(ک ـ ر ـ س) گرفته شده که به معنای وصل کردن اجزای ساختمان است و اگر تخت را کرسی خواندهاند به این جهت بوده که اجزای آن بهدست نجّار ـ اگر چوبی باشد ـ و بسیاری از مواقع این کلمه را کنایه از مُلک و سلطنت میگیرند و میگویند: فلانی از کرسی نشینان است، یعنی او قدرت وسیع دارد و منطقه تحت نفوذ او گسترده است.در کتاب قاموس قرآن ـ که فرهنگ واژههای قرآنی است ـ درباره آیه الکرسی آمده است: آیه ۲۵۵ سوره بقره مشهور به آیه الکرسی است و از صدر اسلام، حتی در زمان رسول اکرم (ص) چنان که از روایات شیعه و سنی برمیآید به این نام معروف شده است، این آیه، توحید خالص و قدرت و قیومیت خداوند را در جهان به بهترین وجهی روشن و بیان میکند، توجّه به الفاظ و معانی آن از توضیح بیشتر بینیاز میکند و چون دارای این مقام و عظمت است؛ لذا درباره حفظ و خواندن و توجّه به معانی آن بیشتر توجّه شده و فضائلی درباره آن نقل گردیده است.احادیثی درباره فضیلتآیه الکرسیامام صادق (ع) فرمود: برای هر چیزی اوجی میباشد و اوج قرآن، آیه الکرسی است، هر که یک بار آن را بخواند خداوند هزار ناگواری، از ناگواریهای دنیا و هزار ناگواری از ناگواریهای آخرت را از او بگرداند که آسانترین ناگواری دنیا، فقر، و سهلترین ناگواری آخرت، عذاب قبر است و من به امید رسیدن به آن مقام آن را میخوانم.همچنین آمده است که شیخ طوسی در کتاب امالی خود آورده که گفته است: راوی میگوید از حضرت علی (ع) شنیدم که میفرمود: باور نمیکنم که کسی اسلام را فهمیده و یا در اسلام متولد شده باشد و سیاهی شب را به صبح پیوند زند و این آیه را نخواند، عرض کردم منظور از سیاهی شب چیست؟ فرمود: یعنی نیمه شب، آن گاه فرمود: اگر بدانید این آیه چیست و یا در این آیه چیست، در هیچ حالی آن را ترک نخواهید کرد.برترین آیهاباذر در جلسهای از پیامبر اکرم (ص) پرسید: برترین و فاضلترین آیهای که بر شما نازل شده است کدام است؟پیامبر اکرم (ص) فرمودند: آیه الکرسی! زیرا در آن آیه کریمه، کلمه شریفه:«حی، قیوم» ذکر شده است. اگر چه سوره «فاتحة الکتاب» افضل سورهها و «عصاره قرآن» است؛ولی این منافات ندارد که «آیه الکرسی» افضل آیهها باشد، زیرا یکی مربوط به سوره است و دیگری مربوط به آیه. تفسير آيه : (255) اللّهُ لاَ إِلَهَ إِلا هُوَ الْحَىُّ الْقَيُّومُ لاَ تَاءْخُذُهُ سِنَةٌ وَلاَ نَوْمٌ لَهُ مَا فِى الْسَّمَوَتِ وَمَا فِى الاَْرْضِ مَنْ ذَا الَّذِى يَشْفَعُ عِنْدَهُ إِلا بِإِذْنِهِ يَعْلَمُ مَا بَيْنَ اءَيْدِيْهِمْ وَمَا خَلْفَهُمْ وَلاَ يُحِيطُونَ بِشَى ءٍ مِنْ عِلْمِهِ إِلا بِمَا شَآءَ وَسِعَ كُرْسِيُّهُ الْسَّمَوَتِ وَالاَْرْضَ وَلاَ يَؤُدُهُ حِفْظُهُمَا وَ هُوَ الْعَلِىُّ الْعَظِيمُترجمه آيه : اللّه ، كه جز او معبودى نيست ، زنده و برپادارنده است . نه خوابى سبك او را فرا گيرد و نه خوابى سنگين . آنچه در آسمان ها و آنچه در زمين است ، از آنِ اوست . كيست آنكه جز به اذن او در پيشگاهش شفاعت كند. گذشته و آينده آنان را مى داند. و به چيزى از علم او احاطه پيدا نمى كنند مگر به مقدارى كه او بخواهد. كرسى (علم و قدرت ) او آسمان ها و زمين را در برگرفته و نگهدارى آن دو بر او سنگين نيست و او والا و بزرگ است .نكته ها: O به مناسبت وجود كلمه ى ((كرسى )) در آيه ، رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله اين آيه ((آية الكرسى )) ناميد. در روايات شيعه و سنى آمده است كه اين آيه به منزله ى قلّه قرآن است و بزرگترين مقام را در ميان آيات دارد.(678) همچنين نسبت به تلاوت اين آيه سفارش بسيار شده است ، از على عليه السّلام نقل كرده اند كه فرمود: بعد از شنيدن فضيلت اين آيه ، شبى بر من نگذشت ، مگر آنكه آية الكرسى را خوانده باشم .(679)در اين آيه ، شانزده مرتبه نام خداوند و صفات او مطرح شده است . به همين سبب آية الكرسى را شعار و پيام توحيد دانسته اند. هر چند در قرآن بارها شعار توحيد با بيانات گوناگون مطرح شده است ، مانند: (لااله الاّ اللّه )(680) ، (لااله الاّ هو)(681) ، (لااله الاّ انت )(682) ، (لااله الاّ انَا)(683)، ولى در هيچ كدام آنها مثل آية الكرسى در كنار شعار توحيد، صفات خداوند مطرح نشده است .O صفات خداوند دو گونه اند، برخى صفات ، عين ذات او هستند و قابل تجزيه از ذات الهى نمى باشند. مانند: علم ، قدرت و حيات . امّا برخى صفات كه آنها را صفات فعل مى نامند، مربوط به فعل خداوند است ، مثل خلق كردن و عفو نمودن . منشاء اينگونه صفات ، اراده الهى است كه اگر بخواهد خلق مى كند، ولى درباره ى صفات ذات اين را نمى توان گفت كه اگر خداوند بخواهد مى داند و اگر نخواهد نمى داند. اگر بخواهيم صفات ذات را تشبيه كنيم ، بايد بگوئيم عالم و قادر بودن براى خداوند، نظير مخلوق بودن براى انسان است . هرگز صفت مخلوق بودن از انسان جدا نمى شود، همانگونه كه هرگز صفت علم از خداوند جدا نمى شود.O كلمه ((اله )) درباره هر معبودى بكار مى رود، خواه حقّ و يا باطل ، (اءفرايت مَن اتّخذ الهه هواه )(684) ولى كلمه ((اللّه )) نام ذات مقدّس الهى است . معبودانِ غير از خدا، از آفريدن مگسى عاجزند؛ (لن يخلقوا ذباباً)(685) و آنان كه به پرستش غير خدا مى پردازند، از بلنداى توحيد به دره هاى خوفناك سقوط مى كنند. (ومن يشرك باللّه فكانّما خرّ من السماء فتخطفه الطّير)(686)O (لااله الاّ اللّه ) اوّلين صفحه شناسنامه ى هر مسلمان است . اوّلين شعار و دعوت پيامبر اسلام صلّى اللّه عليه و آله نيز با همين جمله بود: ((قولوا لااله الاّ اللّه تفلحوا))(687) همچنان كه فرمود: ((من قال لااله الاّ الله مخلصاً دخل الجنّة واخلاصه بها ان تحجزه لااله الاالله عمّا حرمّ اللّه )) هركس خالصانه شعار توحيد سر دهد، وارد بهشت مى شود و نشان اخلاص او آن است كه گفتن ((لااله الاّ اللّه )) وى را از حرامهاى الهى دور سازد.(688)امام صادق عليه السّلام فرمودند: ((قول لااله الاّاللّه ثمن الجنة ))(689) گفتن ((لااله الاّ اللّه )) بهاى بهشت است . همچنان كه امام رضا عليه السّلام در حديث قدسى نقل كرده اند: ((كلمة لااله الاّاللّه حصنى ))(690) كلمه ى توحيد، دژ مستحكم الهى است .آرى ، توحيد، مايه ى نجات و رستگارى انسان است . البتّه همانگونه كه مى گويند هركس به دانشگاه يا حوزه علميه قدم گذاشت ، دانشمند شد. يعنى به شرط اينكه تمام دروس لازم را بخواند. گفتن ((لااله الاّ اللّه )) نجات دهنده است ، امّا با داشتن شرايطش كه در جاى خود بدان اشاره خواهد شد.O اعتقاد به توحيد، همه ى قدرت ها و جاذبه ها را در چشم انسان كوچك و حقير مى كند. نمونه اى از آثار تربيتى توحيد همين است كه مسلمانان در برابر پادشاهان و صاحبان قدرت سجده نمى كردند. در دربار نجاشى پادشاه حبشه ، پناهندگان مسلمان گفتند: ((لانسجد الاّ للّه )) ما به غير خدا سجده نمى كنيم .(691) دحيه كلبى يكى ديگر از مسلمانان در كاخ قيصر روم ، سجده نكرد و در جواب كاخ نشينان گفت : ((لااسجد لغيراللّه )) من براى غير خداوند سجده نمى كنم .(692)آرى ، توحيد انسان را تا آنجا بالا مى برد كه حتّى بهشت و دوزخ نيز براى او مطرح نمى شود. امامان معصوم عليهم السّلام نيز براى تربيت چنين انسان هايى تلاش مى كردند. على عليه السّلام فرمودند: ((لاتكن عبد غيرك و قد جعلك اللّه حراً))(693)، بنده ديگرى مباش كه خداوند تو را آزاد آفريده است .لازم است مسلمانان هر روز و در هر جا با صداى بلند، اذان بگويند وفرياد آزادى از بندگى خدايان دروغين و طاغوت ها را سر دهند. و گوش نوزادان خود را قبل از هر صدايى ، با طنين توحيد ((لااله الاّ اللّه )) آشنا سازند.(هوالحىّ)O در فراز هفتادم دعاى جوشن كبير، حىّ بودن خداوند را اينگونه مطرح مى كند:((يا حيّا قبل كلّ حىّ، يا حيّا بعد كلّ حىّ، يا حىّ الذّى ليس كمثله حىُّ، يا حىّ الذّى لايشاركه حىُّ، يا حىّ الذّى لايحتاج الى حىّ، يا حىّ الذّى يميت كلّ حىّ، يا حىّ الذّى يرزق كلّ حىّ، يا حيّا لم يرث الحيوة من حىّ، يا حىّ الذى يحيى الموتى ، يا حىّ يا قيّوم ))آرى ، خداوند زنده است ، قبل از هر زنده اى و بعد از هر زنده اى . در زنده بودن ، وى را نظير و شريكى نيست و براى زنده ماندن ، نيازمند ديگرى نيست . او زندگان را مى ميراند و به همه زنده ها روزى مى بخشد. او زندگى را از زنده اى ديگر به ارث نبرده ، بلكه به مردگان نيز زندگى مى بخشد. او زنده و پا برجاست .O معناى حيات درباره ذات پروردگار با ديگران فرق مى كند و مانند ساير صفات الهى ، از ذات او جدايى ناپذير است و در آن فنا راه ندارد؛ (و توكّل على الحىّ الّذى لايموت )(694) او در حيات خويش نيازمند تغذيه ، توليد مثل ، جذب و دفع ، كه لازمه حيات موجوداتى همچون انسان و حيوان وگياه است ، نيست . ((يا حىّ الذى ليس كمثله حىّ))(القيّوم )O ((قَيّوم )) از ريشه ى ((قيام ))، به كسى گفته مى شود كه روى پاى خود ايستاده و ديگران به او وابسته هستند.(695) كلمه ى ((قيّوم )) سه مرتبه در قرآن آمده است و در هر سه مورد در كنار كلمه ((حَىّ)) قرار دارد.قيام او از خود اوست ، ولى قيام ساير موجودات به وجود اوست . و مراد از قيّوميّت پروردگار، تسلّط و حفاظت و تدبير كامل او نسبت به مخلوقات است . قيام او دائمى و همه جانبه است ، مى آفريند، روزى مى دهد، هدايت مى كند و مى ميراند و لحظه اى غافل نيست .O هر موجود زنده اى براى ادامه ى حيات ، نيازمند منبع فيض است . همچون لامپى كه براى ادامه ى روشنى ، نياز به اتصّال برق دارد. تمام موجودات براى زنده شدن بايد از ((حىّ)) تغذيه شوند و براى ادامه ى زندگى بايد از ((قيّوم )) مايه بگيرند.امام على عليه السّلام مى فرمايد: ((كلّ شى ء خاضع له و كلّ شى ء قائم به )) هر چيزى تسليم او و هر چيزى وابسته به اوست .(696) نقل كرده اند كه در جنگ بدر رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله مكّرر در سجده مى گفتند: ((يا حىّ يا قيّوم ))(697)(لاتاءخذه سنةٌ و لانوم )O امام صادق عليه السّلام فرموده اند: ((ما من حىّ الاّ و هو ينام خلا اللّه وحده )) هيچ زنده اى نيست مگر اينكه مى خوابد، تنها خداوند از خواب بدور است .(698)خداوند حىّ است و نيازمند خواب و چُرت نيست .(699) خواب ، زنده ها را از خود منقطع مى كند تا چه رسد به ديگران ، ولى خداوند خواب ندارد و همواره بر همه چيز قيّوميّت دارد.(له ما فى السموات و ما فى الارض )O مالك حقيقى همه چيز اوست و مالكيّت انسان در واقع عاريتى بيش نيست . مالكيّت انسان ، چند روزه و با شرايط محدودى است كه از طرف مالك حقيقى يعنى خداوند تعيين مى شود. حال كه همه مملوك او هستند، پس چرا مملوكى مملوك ديگر را بپرستد؟ ديگران نيز بندگانى همچون ما هستند؛ (عباد امثالكم )(700) طبيعت ، ملك خداست و قوانين حاكم بر آن محكوم خداوندند. اى كاش انسان ها هم از مِلك او و هم از مُلك او بهتر استفاده مى كردند. اگر همه چيز از خدا و براى خداست ، ديگر بخل و حرص چرا؟ آيا خداى خالق ، ما را رها كرده است ؟ (اءيحسب الانسان ان يترك سدى )(701)امام كاظم عليه السّلام از در خانه ى شخصى بنام ((بُشر)) مى گذشت ، متوّجه سر و صدا و آواز لهو ولعبى شدند كه از خانه بلند بود. از كنيزى كه از آن خانه بيرون آمده بود پرسيدند صاحبخانه كيست ؟ آيا بنده است ؟! جواب داد: نه آقا، بنده نيست آزاد است . امام فرمود: اگر بنده بود اين همه نافرمانى نمى كرد. كنيز سخن امام را وقتى وارد منزل شد به صاحبخانه باز گفت . او تكانى خورد و توبه كرد.(702)از امام صادق عليه السّلام نقل شده است كه فرمود: اوّلين درجه تقوا و بندگى خدا آن است كه انسان خودش را مالك نداند.(703)(من ذا الذى يشفع عنده )O مشركان ، خداوند را قبول داشتند؛ (لئن سئلتهم من خلق السموات و الارض ليقولنّ اللّه )(704) ولى بت ها را شفيع مى دانستند: (ويقولون هؤ لاء شفعاء)(705) آية الكرسى ، اين پناهگاه موهوم را در هم مى كوبد و مى گويد: كيست كه بدون اجازه ى او بتواند شفاعت كند؟ نه تنها هستى براى اوست ، كارآيى هستى نيز با اذن اوست . با خيال و توهم شما، مخلوقى شفيع ديگرى نمى شود. شفاعت در قيامت وجود دارد، ولى با حساب و كتاب و با اذن خداوند. اگر از كسى عملى سر مى زند، با اذن و اراده خداوند بوده و قيّوم بودن او خدشه بردار نيست تا بتوان در گوشه اى دور از خواست او كارى صورت داد.O شفاعت آن است كه يك موجود قوى به موجود ضعيف يارى برساند. مثلا در نظام آفرينش ، نور، آب ، هوا و زمين ، دانه ى گياه را يارى مى كنند تا به مرحله درخت برسد. در نظام كيفر و پاداش نيز، اولياى خدا گنهكارى را يارى مى رسانند تا نجات يابد.(706) ولى هرگز اين امدادها نشانه ى ضعف خداوند و يا تاءثيرپذيرى او نيست . زيرا خود اوست كه مقام شفاعت و اجازه آن را به اولياى خود مى دهد. و اوست كه نظام آفرينش را به نوعى آفريده كه وقتى دانه در مسير رستن قرار گرفت ، با نور و هوا و خاك رشد مى كند.به هر حال عوامل مادّى و كمك هايى كه انسان از مخلوقات مى گيرد، در پرتو اذن اوست و در چهار چوب قوانينى است كه او حاكم كرده است . به همين دليل افرادى از شفاعت شدن محرومند؛ (فما تنفعهم شفاعة الشافعين )(707) چنانكه نور، حرارت ، آب و خاك ، دانه اى را رشد مى دهند كه قابليّت رشد داشته باشد. حساب شفاعت از حساب پارتى بازى و توصيه هاى بى دليل دنيوى در جوامع فاسد، جدا است . شفاعت ، براى جلوگيرى از ياءس و نااميدى و ايجاد پيوند مردم با اولياى خداست . شفاعت ، پاداشى است كه خداوند به اولياى خود مى دهد و بهره گيرى از آن در روز قيامت ، تجسّمى از بهره گيرى انسان ، از نورِ علم و هدايت انبيا و اوليا در دنياست .شفاعت كننده ، قدرت مستقلى در برابر قدرت خداوند نيست ، بلكه پرتوى از اوست ومقام شفاعت مخصوص كسانى است كه او بخواهد. لذا نبايد بت پرستان با شعار؛ (هؤ لاء شفعائنا)(708) خيال كنند كه بهره مند از شفاعت خواهند شد.يادآورى اين نكته لازم است كه عبادت غير خداوند شرك است ، ولى دعوت و خواندن غير خدا، همه جا شرك نيست . جملات : (يدعوك )(709)، (يدعوكم )(710)، (يدعون )(711)، (ندع )(712) و (دعاء الرسول )(713) كه در قرآن آمده است ، هيچ يك با شرك ربطى ندارد. لكن هر دعوتى ارزشمند نيست ، بيمار اگر پزشك را صدا زند، حقّ است و اگر فالگير را صدا زند باطل است .(يعلم ما بين ايديهم و ما خلفهم )O خداوند همه ى واقعيّات را مى داند و شفاعت نزد پروردگار، تلاش براى اثبات بى گناهى شخصى نيست ، بلكه شفاعت ، تلاش براى نجات و عفو است . آگاهى خدا بايد موجب شود كه اندكى انسان حيا كند، او از درون سينه ها خبر دارد و از رازهاى پنهانى و آشكار با خبر است ، از درون رحم مادران خبر دارد كه نوزاد پسر است يا دختر. علم روز قيامت و اندازه هر چيزى را مى داند.(714) در حالى كه علم ما انسان ها محدود است . ما صدا را تا حدّى مى شنويم ، ديدنى ها را تا حدودى مى بينيم ، اسرار را نمى دانيم ، مگر آن قسمتى را كه خداوند اراده كند و اجازه دهد.(وسع كرسيّه السّموات والارض ولايؤ ده حفظهما و هوالعلى العظيم )O در روايتى از امام صادق عليه السّلام آمده است : مراد از ((عرش ))، علومى از خداوند است كه انبيا و رسل را به آنها آگاه كرده است (715) ولى ((كرسى ))، علومى هستند كه آنها را هيچ كس نمى داند.(716)برخى ((كرسى )) را كنايه از قدرت و حكومت خدا مى دانند كه آسمان ها و زمين را در برگرفته است . با آنكه جهان بس وسيع است و زمين نسبت به آن همچون حلقه انگشترى در بيابان ، ولى با همه اينها حفظ و نگهدارى آنها براى خداوند سنگين نيست . آية الكرسى به مردم مى فهماند كه خداوند نه تنها مالكِ عالَم و عالِم به تمام مملوك هاى خود است ، بلكه سراسر هستى با همه ى مخلوقاتش ، تحت سلطه و قدرت اوست .(717) و مردم قدرت نامحدود خالق را با قدرت مخلوق مقايسه نكنند. زيرا خستگى ، از عوارض ماده است ، امّا توانايى خداوند عين ذات اوست . (ان ربّك هو القوى العزيز)(718) على عليه السّلام مى فرمايد: خداوند را، نه گذشت زمان پير و فرسوده مى كند و نه خود دگرگون گشته و تغيير مى يابد.(719)آرى ، توجّه به قدرت نامحدود خداوند، در روح مؤ من آرامش ايجاد مى كند و مؤ من با آن خويشتن را در مصونيّت و امان مى يابد.O هر يك از صفات خدا: قَيّوم ، حَىّ، عليم ، قَدير و عظيم ، نقش سازنده اى در تربيت انسان دارد. زيرا بهترين مكتب آن است كه به پيروان خود اميد و عشق بدهد، سرنوشت و آينده آنان را روشن كند و پيروانش نيز بدانند كه هر لحظه زير نظر هستند، لغزشهايشان قابل عفو است و حاكم آنان مهربان است .O خلاصه آنكه خدايى سزاوار پرستش است كه زنده و پابر جا و نستوه باشد، گرفتار ضعف و خستگى و دچار خواب و چرت نگردد، احدى بدون اراده او قدرت انجام كارى را نداشته باشد. همه چيز را بداند و بر همه چيز احاطه و تسلّط داشته باشد. اين چنين خدايى مى تواند معبود و محبوب باشد و به چنين خدايى مى توان توكّل كرد و عشق ورزيد و به او اميدوار بود. خدايى كه قرآن اينگونه معرفى مى كند، با خداى انجيل و تورات تحريف شده قابل مقايسه نيست . آن كسانى كه در بن بست هاى تنگ و تاريك نظام مادّى جهان گرفتار شده اند، چگونه مى انديشند؟ (الحمدللّه الّذى هدانا لهذا و ما كنّا لنهتدى لولا ان هدانا اللّه )پيام ها: 1 هيچ موجودى جز او، ارزش معبود شدن ندارد. (لااله الاّ هو)2 حيات واقعى و ابدى وهمه ى حيات هاى ديگر از آن اوست . (الحىّ)3 همه چيز دائما به او بستگى دارد ولحظه اى از تدبير اوخارج نيست . (القيوم )4 همه چيز از اوست .(له ما فى السموات ...)5 نه تنها هستى از اوست ، كارايى هستى نيز از اوست . (من ذا الّذى يشفع )6 با خيال و توهّم شما، چيزى شفيع و واسطه نمى شود. (من ذا الّذى )7 احدى از او مهربان تر نيست . علاقه ومهربانى هر شفيعى از اوست . (الاّ باذنه )8 خداوند بر همه چيز ودر همه حال آگاه است ، پس از گناه در برابر او حيا كنيم . (يعلم مابين ايديهم وما خلفهم ...)9 او بر همه چيز احاطه دارد، ولى ديگران بدون اراده او حتّى به گوشه اى از علم او احاطه ندارند.(720) (لا يحيطون بشى ء من علمه )10 حكومت و قدرت او محدود نيست . (وسع كرسيّه )11 حفاظت هستى براى او سنگين نيست . (ولايؤ ده )12 كسى كه از هستى حفاظت مى كند، مى تواند ما را در برابر خطرات حفظ كند. (حفظهما) و لذا براى حفاظت ، سفارش به خواندن آية الكرسى شده است . متن آیات شریفهبسم الله الرّحمن الرّحیماللّهُ لاَ إِلَـهَ إِلاَّ هُوَ الْحَيُّ الْقَيُّومُ لاَ تَأْخُذُهُ سِنَةٌ وَلاَ نَوْمٌ لَّهُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الأَرْضِ مَن ذَا الَّذِي يَشْفَعُ عِنْدَهُ إِلاَّ بِإِذْنِهِ يَعْلَمُ مَا بَيْنَ أَيْدِيهِمْ وَمَا خَلْفَهُمْ وَلاَ يُحِيطُونَ بِشَيْءٍ مِّنْ عِلْمِهِ إِلاَّ بِمَا شَاء وَسِعَ كُرْسِيُّهُ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضَ وَلاَ يَؤُودُهُ حِفْظُهُمَا وَهُوَ الْعَلِيُّ الْعَظِيمُ «255» لاَ إِكْرَاهَ فِي الدِّينِ قَد تَّبَيَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَيِّ فَمَنْ يَكْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَيُؤْمِن بِاللّهِ فَقَدِ اسْتَمْسَكَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقَىَ لاَ انفِصَامَ لَهَا وَاللّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ «256» اللّهُ وَلِيُّ الَّذِينَ آمَنُواْ يُخْرِجُهُم مِّنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّوُرِ وَالَّذِينَ كَفَرُواْ أَوْلِيَآؤُهُمُ الطَّاغُوتُ يُخْرِجُونَهُم مِّنَ النُّورِ إِلَى الظُّلُمَاتِ أُوْلَـئِكَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ «257»ترجمه آیات شریفهخداى يكتا كه جز او هيچ معبودى نيست ، زنده و قائم به ذات [ و مدّبر و برپا دارنده و نگه دارنده همه مخلوقات ] است ، هيچ گاه خواب سبك و سنگين او را فرا نمي گيرد، آنچه در آسمان ها و آنچه در زمين است در سيطره مالكيّت و فرمانروايى اوست . كيست آنكه جز به اذن او در پيشگاهش شفاعت كند ؟ آنچه را پيش روى مردم است [ كه نزد ايشان حاضر و مشهود است ] و آنچه را پشت سر آنان است [كه نسبت به آنان دور و پنهان است] مي داند . و آنان به چيزى از دانش او احاطه ندارند مگر به آنچه او بخواهد. تخت [حكومت ، قدرت و سلطنت]ش آسمان ها و زمين را فرا گرفته و نگهدارى آنان بر او گران و مشقت آور نيست ; و او بلند مرتبه و بزرگ است . « 255» در دين ، هيچ اكراه و اجبارى نيست [ كسى حق ندارد كسى را از روى اجبار وادار به پذيرفتن دين كند ، بلكه هر كسى بايد آزادانه با به كارگيرى عقل و با تكيه بر مطالعه و تحقيق ، دين را بپذيرد ] . مسلماً راه هدايت از گمراهى [ به وسيله قرآن ، پيامبر و امامان معصوم ] روشن و آشكار شده است . پس هر كه به طاغوت [ كه شيطان ، بت و هر طغيان گرى است ] كفر ورزد و به خدا ايمان بياورد ، بى ترديد به محكم ترين دستگيره كه آن را گسستن نيست ، چنگ زده است ; و خدا شنوا و داناست . « 256» خدا سرپرست و يار كسانى است كه ايمان آورده اند ; آنان را از تاريكى ها [ ى جهل ، شرك ، فسق وفجور ] به سوى نورِ [ ايمان ، اخلاق حسنه و تقوا ] بيرون مي برد . و كسانى كه كافر شدند ، سرپرستان آنان طغيان گرانند كه آنان را از نور به سوى تاريكى ها بيرون مي برند ; آنان اهل آتش اند و قطعاً در آنجا جاودانه اند . « 257»خواص آیة الکرسیفایده اول - اینکه ده موضع است در آیت الکرسی که وقف است هرکه در وقت تلاوت آن ملاحضه نماید و به هر وقف که برسد بایستد و یک انگشت تا کند ابتدا از انگشت خنضر دست رات که همان انگشت کوچک است شروع کند تا به انگشت ابهام که همان انگشت شصت است و سپس دست چپ نیز به همین ترتیب و آنچنان دست فراهم آورد و متوجه درگاه بینیاز شود بر مراد و مطلبی که دارد طلب نماید بعد از آن سه مرتبه سوره الم نشرح را بخواند و سه مرتبه قل هو الله احد بعد از آن ابتدا فتح را از انگشت ابهام دست چپ آغاز نماید و هر انگشت را به فاتحه بگشاید و دستها را به جمیع اعضای خود بمالد و سه مرتبه بر خود بدمد از جمیع امراض علل در امان خدا قرار گیرد .فایده دوم - اگر کسی را مهمی پیش آید که در آن عاجز و معطل بماند و علاج آنرا نتواند بایستی که غسل نماید و وضو سازد و به نیّت آن مهم آیت الکرسی را تلاوت کند و چون به میان یشفع عنده که وسط دو عین است برسد نیت و مهم خویش از خاطر بگذراند البته آن مهم مطابق دلخواه او برآید و اگر کسی را دشمن صعبی باشد که به هیچ وجه با او مقاومت نتواند به نیبت مقهورساختن او و مغلوبی آن شخص مشغول تلاوت گردد و چون به وسط دو میم یعلم ما بین ایدیهم رسد آن شخص و نیت خویش از خاطر بگذراند البته آن ظالم مقهور گردد و خواننده بر او ظفر یابد و این عمل از جمله مجربات است .فایده سوم - به جهت عزبت هر آنکه خواهد در نزد ملوک و بزرگی و در نزد دشمن و دوست عزیز و مکربم گردد سه مرتبه آیت الکرسی بخواند و بر کف هر دو دست خود بدمد و به صورت خود مسح کند در نظر خلایق عزیز و مکرم گردد و جمله با وی مهربان شوند .فایده چهارم - به جهت محبت بین دو حلال زوج و زوجه اگر بخواهد میان زن و شوهری که مهرشان نسبت به یکدیگر تقلیل یافته است محبت زایدی برقرار گردد چنانکه یک ساعت نتوانند از یکدیگر جدا شوند در مسجد جامع شش رکعت نماز بخواند ایگونه که هر دو رکعت به یک سلام و در هر رکعت بعد از یکبار خواندن حمد هفت مرتبه ایت الکرسی را بخواند و چون از این نماز فارغ آید چهل و یکبار آیت الکرسی بخواند و بعد آن چهل و یک دانه فلفل سفید که همراه دارد به جهت ایجاد محبت بین آنها در اتش اندازد یا چنانچه مایل به انجام اعمال آتشی نیست میتواند آن دانه ها را زیر خاک پاکی دفن نماید در محلی که قدم بر انجا ننهند و پای بر آنها نگذارند انشا الله بهبود یابند .فایده پنجم - به جهت ازدواج برای عقد نکاح مطلبه آیت الکرسی را بر شش دانه مویز یک به یک بخواند و یکبار بر جمیع آنها بخواند انگاه به مطلوبه بدهد تا میل نماید فوق العاده موثر است .فایده ششم - اگر خواهد به نیکویی و حلال کسی را از مکان دوری بیاورد بستاند پاره کشته زرد و عود خام و دخنه مریم و آنها را باهم بیامیزد و 41 بار ایت الکرسی را بر آنها بخواند به اسم آن شخص و مادر او و به هنگام زوال آفتاب دود کند آن مسافر یا غایب هر چقدر دور باشد به سرعت حاضر گردد و شتابان باز اید .فایده هفتم - به جهت بستن زبان دشمن و شخصی که بدگویی میکند بایستی ایت الکرسی را به نام او و نام مادر او اگر میداند بنویسد و در خانه تاریکی سرنگون بیاویزد که زبان آن بدگو بسته گردد . درباره آيه الكرسي فضيلت ؛ اهميت ؛ ثواب و آثار آيه الكرسي ((آيه الكرسي – سوره بقره آيات 255-256-257)) 1- آيه الكرسي نوري از آسمان است . 2- آيه الكرسي آيتي از گنج عرش است . 3- آيه الكرسي باعث ايمني در سفر است . 4- آيه الكرسي اعلاء ترين نقطه قرآن است . 5- ذكر رسول مكرم اسلام در بستر؛ خواندن آيه الكرسي بود . 6- با خواندن آيه الكرسي انسان دچار هيچگونه آفتي نخواهد داشت . 7- براي رفع فقر آيه الكرسي موثر است و كمك الهي از غيب مي رسد . 8- همه چيز در آيه الكرسي است يعني كرسي گنجايش آسمانها و زمين را دارد . 9- در تنهايي آيه الكرسي بخواني باعث رفع ترس مي شود و از سوي خدا كمك مي رسد . 10- آيه الكرسي رادر نماز ها ؛ روزها؛ شبهاي ايام هفته ؛ سفرها و در نماز شب و دفن ميت بخوانيد . 11- هنگام خواب نيز آيه الكرسي بخوانيد زيرا با عث مي شود خداوند فرشته اي نگهبان و محافظت بگمارد تا صبح سلامت بماني . 12- هر گاه از درد چشم شكايت داشتي آيه الكرسي بخوانيد و آن درد را اظهار نكنيد آن درد بر طرف مي شود و از آن عافيت مي طلبيد . 13- پيامبر اسلام (ص) : در خانه اي كه آيه الكرسي خوانده شود ابليس از آن خانه دور مي شود و سحر وجادو در آن خانه وارد نمي شود . 14- آيه الكرسي پايه و عرش الهي است و هدف از خواندن آن اين است كه مردم در عبادت جز خداوند كسي را نپرستند و به ذلت فرو نروندو روح يكتا پرستي ايجاد كنند و از بندگي ناروا آزاد شوند و آيه الكرسي عقلها را بيدار و اله حقيقي را معرفي و خداي دانا و توانا را به مردم مي شناساند . 15- وقت غروب 41 بار آيه الكرسي را بخواني حاجت روا مي شوي 0 ( 41 بار تا علي العظيم بخوان يعني يك آيه ) مجرب است 0 و براي رفع هم و غم ؛ شفاي مريض ؛ درمان درد؛ رحمت خداوند و زياد شدن نور چشم آيه الكرسي را مدام بخوانيد . 16- اگر مومن آيه الكرسي را بخواند و ثوابش را براي اهل قبول قرار دهد خداوند ملكي را بر او مقرر مي كند كه برايش تسبيح كند . 17- آيه الكرسي در مزرعه و مغازه پنهان كردن باعث بركت مزرعه و رونق گرفتن كسب است . 18- از پيامبر نقل نموده اند كه : اين آيه عظيم تر از هر چيزي است كه حق تعالي آفريده است . 19- چند چيز حافظه را زياد مي كند يكي از آن خواندن آيه الكرسي است . 20- با خواندن آيه الكرسي را بخواني تا شب در امان خدا هستي . 21- هر صبح آيه الكرسي را بخواني تا شب در امان خدا هستي . 22- آسان شدن مرگ بوسيله آيه الكرسي است . 23- آيه الكرسي عضيم ترين آيه در قرآن است . 24- براي حفظ مال و جان آيه الكرسي بخوان . 25- آيه الكرسي ويرانگر اساس شرك است . 26- آيه الكرسي سيد سوره بقره است . برخي از پيامهاي آيه الكرسي 1- خداوند تنها زنده جاويد است . 2- همه چيز به خداوند بستگي دارد . 3- اسلام دين منطق و برهان است نه زور . 4- خداوند لحظه اي از تدبير عالم غافل نيست . 5- هرزنده اي حستگي و خواب دارد جز خدا . 6- هيچ كس غير از خدا ؛ از خود چيزي ندارد . 7- راه حق يكي است ولي راه هاي انحرافي متعدد . 8- ايمان به خداوند زمينه ساز و راهيابي انسان به نور است . 9- آنچه در زمين و آسمان است حاكميت و مالكيت آن با خداست . 10- در راه حق كه نور است امكان رشد؛ علم ؛ اميد و آرامش وجود دارد . 11- محكم بودن ريسمان كافي نيست محكم گرفتن ريسمان هم شرط است . 12- تكيه به طاغوت و آنچه غير خدايي است گسستني و از بين رفتني است . 13- خداوند از همه چيز آگاهي دارد لذا گناهكار بايد حياء كند چون خدا مي بيند . 14- عدم پذيرش ولايت الهي منجر به انحراف آدمي مي شود كه ولايت طاغوتيان را بپذيرد . 15- كافران اهل آتش و براي هميشه در آن ماندگارند ( عاقبت و عقوبت اهل كفر؛ زمينه ساز پذيرش حاكميت طاغوت است ) 16- يكي از مصاديق تمسك به عروه الوثقي و ريسمان محكم الهي ؛ اتصال به اولياء خدا و امامان اهل بيت (ع) است . 17- قرآن درباره حق ؛ كلمه نور و در مورد انحراف؛ كلمه ظلمات و تاريكي ها را تعبير مي كند . 18- تا طاغوتها محو نشوند توحيد جلوه نمي كند ( اول كفر به طاغوت بعد ايمان به خدا . 19- اتمام حجت خدا وند برمردم با روشني راه حق از باطل و هدايت از گمراهي . 20- ايمان به خداوند و كفر به طاغوت موجب ياري و دوستي خداوند است . 21- او از هستي حفاظت مي كند پس مي تواند انسان را هم حفاظت كند . 22- تاثير علل و اسباب در نظام الهي به اذن خداوند است . 23- غير مسلمان را نبايد مجبور به پذيرش اسلام كرد . 24- ايمان به خدا و رابطه با اولياء خدا ابدي است . 25- خداوند حال و آينده موجودات را مي داند . 26- هر ولايتي جز ولايت الهي؛ طاغوتي است . 27- كفار براي هميشه در قهر الهي است . 28- شيطان از مصاديق طاغوت است . 29- اسلام با استكبار سازش نمي كند . 30- اصحاب طاغوت اصحاب نارند . خواص آیه الکرسی بسم الله الرحمن الرحیم آیه الکرسی الله لا اله إ لاّ هوَ الحیُّ القیُّومُ لا تَا خذُ هُ سِنَهٌ وَ لا نَومٌ لَهُ ما فی السَّماواتِ وَ ما فِی الأَرضِ مَن ذَا الَّذی یَشفَعُ عِندَهُ إ لا بِإذنِهِ یَعلَمَ ما بَینَ أَیدِیهمِ وِ ماخَلفَهُم وَ لا یُحیطونَ بِشَی ءٍ مِن عِلمِهِ إلا بِما شاءَ وَسِعَ کُر سِیُّهُ السَّماواتِ و الأرض ولا یَؤدُهُ حِفظُهُما وَ هوَ العَلیُّ العَظیم(255) لا إکراهَ فِی الدَّین قَد تَبَیَّنَ الرُّشدُ مِنَ الغَیَّ فَمَن یَکفُر بِالطَّاغوتِ وَ یُؤمِن بِالله فَقَد استَمسَکَ بِالعُروَةِ الوُثقی لاَنفِصامَ لَها والله سَمِیعٌ عَلِیمٌ(256) الله وَلِیُّ الَّذین آمَنوا یُخرِجُهُم مِنَ الظُّلُماتِ إِلی النُّور وَ الُّذینَ کَفَروا أولیاؤُ هُمُ الطَّاغوتُ یُخرِجُونَهُم مِنَ النُّور إِلَی الظُّلُماتِ أُولئِکَ أصحابُ النَّارِ هُم فِیها خالِدُونَ(257) ترجمه آیه الکرسی از مرحوم الهی قمشه ای خدا یکتاست که جز او خدا نیست ، زنده و پاینده است هرگز او را کسالت خواب فرا نگیرد تا چه رسد که به خواب رود ، اوست مالک آسمانها و زمین ، که را این جرأت است که در پیشگاه او به شفاعت برخیزد مگر به فرمان او ، علم او محیط است به آنچه پیش نظر خلق آمده و آنچه سپس خواهد آمد وخلق به هیچ مر تبه علم او احاطه نتواند کرد مگر به آنچه او خواهد ، قلمرو علمش از آسمانها و زمین فراتر و نگهبانی آنها بر او آسان و بی زحمت است چه دانا و توانای با عظمت است. آیه الکرسی بزرگترین آیه قرآن در آیه الکرسی نظرات مختلفی مطرح است که آیا آیه الکرسی همان آیه 255 سوره مبارکه بقره می باشد ویا آیات 256و257 هم به آن اضافه شده است در مجموعبزرگترین آیه قرآن که همان آیه 255 سوره بقره می باشد اختصاص یافته به نام آیه الکرسی. آیه الکرسی یعنی چه؟ تعریف کرسی در آیه ای که به آیه الکرسی معروف شده است کرسی از ریشه ( ک- ر – س ) گرفته شده و به معنی اتصال یافتن اجزای یک ساختمان به هم می باشد و نیز کرسی را تخت هم می گویند که بر آن می نشینند که در این زمینه می توان برای کرسی سه معنی آورد 1) علم الهی: کرسی همان جسم بزرگ کیهانی است که زمین، خورشید و آسمان ونیز سایر اجزا ی آسمان را در برمی گیرد. 2) جسم بزرگ کیهانی: کرسی را همان یک جسم و جرم بزرگ کیهانی تصور کرد که تمام اجزائی که در آسمان و زمین ... است در آن جای می گیرد که از حضرت علی (ع) نقل شده است که آسمان وزمین وتمام موجودات در داخل این کرسی قرار دارندکه چهار فرشته به اذن خداوند آن را حمل می کنند 3) قدرت و سلطنت الهی: کرسی را همان جهان هستی است که این جهان تمام تحت سلطه و قدرت حضرت احدیت بوده و هیچ جنبنده ای از دایره قدرت واحاطه و سیطره او خارج نمی شود وبدون اذن او هیچ تغییری ایجاد نمی شود 4) عرش: درلغت همان کرسی است که عرش در لغت فارسی به معنی رکن واساس هرچیز ویا سقف خانه گفته می شودبنا براین با توجه به این دو تعریف در مورد کرسی وعرش متوجه می شویم که کرسی ظاهر وعرش باطن هر چیز را گویند. آیه الکرسی شأن نزول در قرآ ن کریم آیا تی که بر پیامبر اسلام نازل می شد دارای علت وسببی بود که به اذن خداوند توسط فرشتگان برای رسول اکرم(ص) فرستاده می شد که در مجموع به آنها شأ ن نزول می گویند . و سبب نزول آیه الکرسی درسوره بقره احتمالا این بوده که قوم یهود معتقد بود ند که خداوند تبارک وتعالی پس از خلقت آفرینش آسمانها و زمین و... خسته شده و برای رفع خستگی روی کرسی نشست که آیه مبارک آیه الکرسی بر رد عقاید منحرف کننده قوم یهود نازل شد. رسول اکرم(ص) در هنگام خواندن آیه الکرسی تبسم می کرد ند و می فرمودند : آیه الکرسی گنج بزرگ و رحما نی است که زیر عرش (همان کرسی) به من نازل شدو نیز در روایت آمده است که هنگام نزول آیه الکرسی هزار فرشته تا رسیدن به حضرت رسول اکرم(ص) این آیه مبارک وعظیم را همراهی می کرد. آیه الکرسی منشأ خیر وبرکتی است که خداوند تبارک وتعالی توسط رسول اکرم(ص)در سوره مبارک بقره به انسان عطا فرموده است و خداوند می فرماید: این آیه عظیم الشأن و با برکت را به بندگانم هدیه می کنم وبه همین دلیل است که پیغمبر عزیر ما به پیروانش توصیه می کند که آیه الکرسی را مورد توجه خاص قرار دهند و تلاوت کنند تا از منشأ خیر و برکت آن بهره گیرند. 1-حضرت امام باقر(ع) فرمود : کسی که بعد از وضوء آیة الکرسی بخواند خداوند ثواب چهل سال عبادت را به او عنایت می فرماید و چهل درجه او را بالا می برد و چهل حورالعین را به تزویج او در می آورد.2-رسول خدا(ص)(علیه افضل الصلوات) فرمودند : هر کس آیة الکرسی را بعد از هر نماز واجبی بخواند خدای تعالی قابض روح او خواهد بود و مثل کسی است که جنگ کرده باشد با کفار در خدمت انبیاء تا به شرف شهادت فایض شده باشد.3-اگر کسی آیة الکرسی را بخواند و به پاهایش بدمد در راه رفتن خسته نمی شود.4-اگر کسی در جایی بی آب باشد و از هلاکت بترسد 66 بار آیة الکرسی بخواند حاجتش برآورده می شود.5- برداشتن عذاب قبر : اگر کسی مشتی خاک بردارد و 7 بار آیة الکرسی بخواند و در قبر مرده ریزد آن مرده را کیفر نکنند و به رحمت الهی رسد.6-پیامبر اکرم (ص) فرمودند : اگر کسی در شب یکشنبه دو رکعت نماز با حمد و آیة الکرسی و توحید هر کدام یک بار بخواند فردای قیامت وقتی پا به عرصه ی قیامت می نهد صورتش مثل ماه شب می درخشد و از طرفی هم پروردگار عالم در دنیا عقلی به او عطا می کند که او را تا زمان مردن همراهی می کند.7-دوازده مرتبه آیة الکرسی خواندن در سفر و حضر مانند این است که دوازده لشکر مجهز برای حفاظت از هر حادثه از جانب خدا گماشته شده است.تذکر : این 7 مورد تنها 7 قطره از دریای پهناور آیة الکرسی می باشد . سوره ای کوچک در قرآن که در دل بزرگترین سوره ی قرآن جای دارد و پیامبر (ص) خواندن مدام آن را به امیر المومنین علی(ع) بی نهایت توصیه می فرمود. در دائرة المعارف تشییع ۱ درباره«آیه الکرسی» آمده است: در قرآن مجید، دو آیه هست که احادیث بسیاری در بیان عظمت آنها از رسول اکرم (ص) و ائمه اطهار وارد شده است، این دو آیه عبارتند از: آیه نور و آیه الکرسی.ابوالفتوح رازی مینویسد: ابی بن کعب گفت: رسول خدا(ص) پرسید: کدام آیت در کتاب خدا عظیمتر است یا ابا المنذر؟ من گفتم: خدا و رسول او اعلماند، دوباره پرسید تا سه بار، من گفتم: خدا و پیغمبرش اعلماند، در آخرین مرتبه گفتم: آیهالکرسی؟ رسول اکرم(ص) دست بر سینه من نهاد و گفت: «هنیئاً لک یا ابا المنذر».نیز مینویسد:علی (ع) از رسول اکرم (ص) نقل کرده است:قرآن والاترین کلامهاست و سوره بقره، سرور قرآن و آیه الکرسی سرور سوره بقره. در آیه الکرسی پنجاه کلمه است و در هر کلمه پنجاه برکت. ملاصدرا در مقدمه تفسیری که درباره آیه الکرسی نوشته خبری به این مضمون نقل میکند که اسم اعظم الهی در آیه الکرسی و اوّل سوره آل عمران است، ملاّ فتح اللّه کاشانی بیست حدیث در فضیلت آیه الکرسی نقل میکند از جمله مینویسد: امیرالمؤمنین (ع) روایت کرده که رسول اکرم(ص) را دیدم که بر بالای منبر فرمود:هر که آیه الکرسی را در عقب هر نماز واجب بخواند هیچ چیز او را از بهشت منع نکند و بر این مواظبت نکند مگر صدّیقی یا عابدی. «کرسی» به تعبیر قرآن مجید، کما بیش مانند عرش است به این معنا که هر دو، دو معنی دارند: یکی تخت و سریر و دیگری علم و عظمت و قدرت الهی و کرسی در آیه الکرسی به همین معنای اخیر است. «آیه الکرسی» آیه ۲۵۵ سوره بقره است که اوّل آن «اللّه لا اله الاّ هو…» و آخر آن«و هو العلی العظیم» میباشد،ولی در قرون اخیر دو آیه بعدی را که از «لا اکراه فی الدین … » شروع و به «هم فیها خالدون» ختم میشود را جزو آن گرفتهاند؛ امّا چون در احادیث اشاره به «پنجاه کلمه» و «یکصد و هفتاد حرف» شده، نیز با توجّه به اینکه«کرسی» در همان آیه ۲۵۵ سوره بقره آمده و معنای این دو آیه موقوف بر هم نیست؛ لذا صحیح آن است که همان آیه را به تنهایی آیه الکرسی به حساب آوریم. در بحارالانوار هم در حدیثی که از امالی شیخ طوسی نقل میکند، تصریح دارد که حضرت علی(ع) آیه الکرسی را از «الله لا اله …» آغاز و به «هو العلی العظیم» ختم کرد. علامه طباطبایی در جلد دوم تفسیر المیزان درباره آیه الکرسی میفرماید:آیه الکرسی،از صدر اسلام مشهور بوده، در زمان رسول خدا (ص) و حتی از زبان آن جناب به این نام بیان میشد، همچنان که این نامگذاری در روایات وارده از آن جناب و از اهل بیت ـ علیهم السلام ـ و از صحابه به چشم میخورد و این احترام،بدون جهت نبوده، بلکه بخاطر معارف دقیق و لطیفی است که در این آیه آمده و آن عبارت است از: توحید خالصی که جمله «اللّه لا اله الا هو…» بر آن دلالت دارد و همچنین «قیمومیت مطلقهای» که در آن آمده و ….«المیزان» واژه «کرسی» را این گونه معنا میکند:کرسی از ماده(ک ـ ر ـ س) گرفته شده که به معنای وصل کردن اجزای ساختمان است و اگر تخت را کرسی خواندهاند به این جهت بوده که اجزای آن بهدست نجّار ـ اگر چوبی باشد ـ و بسیاری از مواقع این کلمه را کنایه از مُلک و سلطنت میگیرند و میگویند: فلانی از کرسی نشینان است، یعنی او قدرت وسیع دارد و منطقه تحت نفوذ او گسترده است.در کتاب قاموس قرآن ـ که فرهنگ واژههای قرآنی است ـ درباره آیه الکرسی آمده است: آیه ۲۵۵ سوره بقره مشهور به آیه الکرسی است و از صدر اسلام، حتی در زمان رسول اکرم (ص) چنان که از روایات شیعه و سنی برمیآید به این نام معروف شده است، این آیه، توحید خالص و قدرت و قیومیت خداوند را در جهان به بهترین وجهی روشن و بیان میکند، توجّه به الفاظ و معانی آن از توضیح بیشتر بینیاز میکند و چون دارای این مقام و عظمت است؛ لذا درباره حفظ و خواندن و توجّه به معانی آن بیشتر توجّه شده و فضائلی درباره آن نقل گردیده است.احادیثی درباره فضیلتآیه الکرسیامام صادق (ع) فرمود: برای هر چیزی اوجی میباشد و اوج قرآن، آیه الکرسی است، هر که یک بار آن را بخواند خداوند هزار ناگواری، از ناگواریهای دنیا و هزار ناگواری از ناگواریهای آخرت را از او بگرداند که آسانترین ناگواری دنیا، فقر، و سهلترین ناگواری آخرت، عذاب قبر است و من به امید رسیدن به آن مقام آن را میخوانم.همچنین آمده است که شیخ طوسی در کتاب امالی خود آورده که گفته است: راوی میگوید از حضرت علی (ع) شنیدم که میفرمود: باور نمیکنم که کسی اسلام را فهمیده و یا در اسلام متولد شده باشد و سیاهی شب را به صبح پیوند زند و این آیه را نخواند، عرض کردم منظور از سیاهی شب چیست؟ فرمود: یعنی نیمه شب، آن گاه فرمود: اگر بدانید این آیه چیست و یا در این آیه چیست، در هیچ حالی آن را ترک نخواهید کرد.برترین آیهاباذر در جلسهای از پیامبر اکرم (ص) پرسید: برترین و فاضلترین آیهای که بر شما نازل شده است کدام است؟پیامبر اکرم (ص) فرمودند: آیه الکرسی! زیرا در آن آیه کریمه، کلمه شریفه:«حی، قیوم» ذکر شده است. اگر چه سوره «فاتحة الکتاب» افضل سورهها و «عصاره قرآن» است؛ولی این منافات ندارد که «آیه الکرسی» افضل آیهها باشد، زیرا یکی مربوط به سوره است و دیگری مربوط به آیه.
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم آذر ۱۳۹۱ ساعت 12:18 توسط فنچک
|